چرا باز غیبت زد؟

قرار بود کمتر تلخ باشم ولی مگر می‌شود؟ ای علی عابدینی، بچه محل صمیمی، مولای من، آقای من، چرا باز غیبت زد؟ کی بودش هشت سال پیش بود یا شاید ده سال پیش، که یهو غیبت زد؟ نمی‌دونم واسه چی. وقتی هم باز اومدی خونواده‌ت نبودن. باز نمی‌دونم واسه چی.

با حمید هامون من از کودکی گذشتم و فکر کردن یاد گرفتم. در روزگار غریبی که حتی داشتن یک دستگاه ویدئو در خانه جرم بود، ما واو به واو فیلمنامه را از بر شده بودیم. "ترس و لرز" کی‌یرکه‌گارد که چاپ شد با ولع خریدیمش. بماند که چقدر درک آن متن فلسفی برای نوجوان ١۶ ساله دشوار بود. هی روزگار... زود بود و حیف. یادت به خیر حمید هامون، گشتاسب، اسد، صفا، مرادبیگ و ...

دیدی تو هم جستی تو حوض نقره و به خودت و خدای خودت رسیدی کاکو؟!

/ 1 نظر / 18 بازدید